وقتی خیس از باران ب خانه رسیدم

برادرم گفت: چرا چتر باخودت نبردی؟

خواهرم گفت:چرا تا بند امدن باران صبر نکردی؟

پدرم باعصبانیت گفت: وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد

اما مادرم درحالیکه با حوصله موهای مرا خشک میکرد گفت: امان از باران بی موقع...

این است مادر

دکتر علی شریعتی