باز باران
باران که میبارد...
باید آغوشی باشد...
پنجرهی نیمه بازی...
موسیقی باران...
بوی ...خاک...
سرمای هوا...
گرهی کور دستها و پاها...
گرمای عریان عاشقی...
صدای تپش قلبها...
خواب هشیار عصرانه...
باران که میبارد...
باید کسی باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۳ ساعت 9:45 توسط نیلوفر
|