لشگرویرانگرچنگیزخونخوارمغول...درردیف ساده ی مژگان توگم میشود! 

 

شعربینی ک دلت تنگ شوداماتو...نتوانی ک لبی ازدولبش بستانی 

 

لبهای تولب نیست عذابیست الهی...باید ک عذابی بچشم گاه ب گاهی 

 

پنجره بین منوتوست مرابوسه بزن...بوسه ازآن طرف شیشه حلال است عزیز 

 

گرمایی بوده ام همیشه ... امابین خودمان بماند... 

 

سرمایی میشوم وقتی پای آغوش "تو" وسط باشد