هدیه خوشگل
امشب صدای باران سکوتم را شکست خیسی چشمانم را ندید . شاید این بود که من هم خنده ای
خیس کردم .
شهرباران شهر زم زمه های خیس.شهر درخود گریستن با خنده های غریبانه . پس من امشب تورا
مهمان واژه های باران کردم . تا رنگ چشمم را نیلوفرانه ببینی ![]()
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی ۱۳۹۰ ساعت 15:18 توسط نیلوفر
|